امروز سرنوشت مجلس هفتم تاحدودی مشخص شده است و همه در مورد شکست اصلاح طلبان سخن می گویند و اینکه چه شد که اکثریت، اقلیت شد ؟  برای این شکست هر کسی دلبلی را بیان می کند ، من هم به 2 دلیل که به عقیده خودم مهم هستند اشاره می کنم :
اول اینکه جریان اصلاحات از همان آغاز و بعد از در اختیار گرفتن پست ریاست جمهوری به جنگ و درگیری با محافظه کاران پرداخت و این توان و انرژی بالائی از او گرفت و باعث تضعیف این جریان نو پا شد . در حالیکه می توانست پس از در اختیار گرفتن پست ریاست جمهوری با جریان محافظه کار از در صلح و دوستی وارد شود و از افراد راستی برای اداره امور کشور استفاده کند ، به نظر می رسد با این کار جریان راست وقتی خود را در اداره کشور سهیم می دید توان و انرژی خود را صرف بهبود اوضاع کشور میکرد به جای اینکه صرف مقابله با نیروی چپ کند . باید به این حقیقت اشاره کرد که جریان راست با همه کاستی هایش ریشه دارتر از جریان چپ است و جریان اصلاح طلب آن چنانکه فکر می کرد نمی توانست جریان راست را به همین سادگی از دور خارج کند و به خاطر تفکر اشتباه و به جای همکاری و دوستی به مقابله با آن پرداخت .
دومین دلیل من این است که جریان اصلاحات توانائی و نیروی بیش از این نداشت و هر چه داشت رو کرد اما موفق نشد ، ضمن اینکه متشکل و سازمان یافته نبود و اینکه سعی نکرد از افراد کارآمد استفاده کند که نمونه آن هر دو کابینه خاتمی است .
شما چه دلایلی را برای شکست اصلاحات می توانید ذکر کنید ؟

 

 

نظرات 6 + ارسال نظر
آرتا دوشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1382 ساعت 07:48 http://darkness.blogsky.com

اولللللل
مرسی که به ما سر میزنی!

حباب کوچک دوشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1382 ساعت 09:06

دوم! الان نظرمو می گم

حباب کوچک دوشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1382 ساعت 09:22 http://leilymadani.blogsky.com

درمورد این که محافظه کارها ریشه دار ترن که خوب همین طوره. ولی نمی دونم آیا محافظه کار ها حاضر بودند همکاری کنند یا نه. من بعید می دونم. چون اصلا معنی اصلاح طلبی اینه که ایراد وارده به یه جریان. ما ملت شریف ایران هم که ماشالله اینقدر انتقاد پذیریم و ظرفیتمون در این مورد بالاست که حد و اندازه نداره. اینه که کار به جای انتقاد و اصلاح دعوا و روکم کنی کشیده شد. که بالاخره این روی اونو کم کرد. همون طور که چند سال پیش اون یکی روی اینو کم کرده بود. تا وقتی انگیزه رو کم کنی باشه شعار اصلاح طلبی و آباد گری و توسعه سیاسی و اقتصادی به نظر من کشکه. این وسط هم کلاه مردم عادی می مونه پس معرکه که ناظر دعوای اینا باشن. اسم جناب خاتمی رو نبر که به زب... دان تاریخ پیوست.
ولی به هر حال اصلاحات اجتناب ناپذیره. حالا چه اصلاح طلبا این کارو بکنن چه خود محافظه کارا چه مردم چه هر کس دیگه. فرقی نمی کنه. این سیستم نیمچه طالبانی باید اصلاح بشه. والسلام.

سارا دوشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1382 ساعت 09:34 http://dailynotes.blogsky.com

من فکر می کنم جناح اصلاح طلب علاوه بر سخنان شما،تا خدی هم به فکر منافع شخصی خود بودند تا خدمت به مردم و بیشتر این مسئله بود که مردم را از آنان روی گردان کرد.حتی اگر به قول آنها راستی ها نمی گذاشتند که کارشان را بکنند بجای احداث سوژه و شعار استعفا!!! (که هر چند وقتی آن را زمزمه می کردند)، استعفای راستین دسته جمعی می کردند تا مردم را متوجه حقایق کنند!!!
آنها دلشان نمی آمد قدرت را رها کنند و منافع شخصی را برای مردم میهن خویش از کف بدهند!
دیروز یکی از نماینده های مجلس بنام قربانی حرف جالبی زد و گفت دانش آموز رو که روز آخر مدرسه از کلاس بیرون نمی کنن!این نماینده های مستعفی هم چرا حالا که دارند مجلس را ترک می کنند ،دست به استعفا زدند؟!و اکنون وقت مجلس را برای رسیدگی به این امر باطل جرام می کنند؟!!!!!
آنها چه جوابی دارند؟؟؟؟؟؟؟جز حرفهای ناسزایی که به این نماینده نثار کردند؟!این است شخصیت اصلاح طلبان؟
نخواستیم اصلاحات را!

حباب کوچک سه‌شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1382 ساعت 15:04 http://leilymadani.blogsky.com

یه سر به کامنتای من بزن. یه جواب کوچیک دادم به یادداشتت.
:-)
منتظر آپدیت.

انسان مه الود چهارشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1382 ساعت 15:40 http://ensan.blogsky.com

فکر کنم اشکال عمده اش همینه که به جای اقدام اساسی فقط بحث راه انداختند.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد