بالاخره بعد از دو هفته تونستم به بلاگ اسکای وصل بشم.تا اینجا روزهای سال نو مثل روزهای سال قبل بوده اند، با همان ویژگیها. همه ما امیدوار بودیم سال نو را با تغییر یا حداقل اندکی تغییر شروع کنیم اما این آرزو هیچ گاه در کشور ما تحقق پیدا نخواهد کرد. برای مثال چهارشنبه همین هفته بود که سوار اتوبوس خط ولیعصر-یوسف آباد شده بودم .از قضا آقای راننده هم از دنده چپ بلند شده بود و هم خودش رو مجری قانون می دانست. به خاطر همین نه خارج از ایستگاه مسافر سوار می کرد و نه پول خرد قبول می کرد در جایی که هیچ باجه بلیط فروشی وجود نداشت. در یکی از ایستگاه ها آقای راننده با خانمی که قصد سوار شدن داشت اما بلیط همراه نداشت جر و بحثشون شد. این جر و بحث اولیه تبدیل شد به یک فحاشی شدید تا جایی که همدیگر را با الفاظی مانند (با عرض معذرت) سگ،چخه چخه و میمون آزاد خطاب می کردند. در این میان یکی از مسافران به آقای راننده گفت "مرحمت نموده این یک تکه استخوان را با هم تقسیم کنید تا مردم هم به زندگی شان برسند." که باعث انفجار اتوبوس شد.
تا کی باید شاهد چنین جر و بحث و درگیری مابین مردم باشیم ؟! چرا باید در جامعه ای که ادعای داشتن فرهنگ غنی دارد مردم بر سر دو بلیط این طور با هم دعوا کنند؟! در شرایطی که فشار اقتصادی و ناکامی دولت ،مردم را خسته و درمانده کرده است بهتر نیست مردم با یکدیگر متحد شده و گامی در جهت حل مشکلات جامعه بردارند؟
پیرمردی می گفت در زمان قدیم درشکه ران ها با شلاق به اسبها می زدند و اسبها که دستشان (البته سُمشان) به درشکه ران نمی رسید همدیگر را گاز می گرفتند. به نظر من این نکته به درستی در مورد اوضاع کشور ما صدق می کند، آیا اینطور نیست؟!
مهران جان واقعا کیف می کنم نوشته هاتو می خونم. جوری می نویسی که انگار یه ادم دنیا دیده پا به سن گذاشته بنویسه.
درست همینطوره که تو نتیجه گرفتی.
منم موافقم
واقعا حرف دل ما رو میزنی!
تا وقتی تحصیلکرده های ما جزء مستضعفین(!!!) جامعه باشن و بی سوادها اداره امور حساس را در دست داشته باشند!!!! رک و راست :تا اطلاع ثانوی فرهنگ در جامعه ما تعطیل می باشد.من نمی دونم اون فرهنگ غنی ایرانی رو از کجا آوردند؟آیا همین است که می بینیم؟؟؟
از محبتت ممنونم. منم همینطور متقابلا. همیشه سلامم به تو گرم گرم و از ته دله.