فوتبال

تا به امروز سوژه فوتبالی مناسبی پیدا نکرده بودم اما امروز لیگ برتر با قهرمانی پاس به پایان رسید ، در حالیکه رقابت نزدیکی با استقلال داشت و تنها با اختلاف دو امتیاز گوی رقابت را از استقلال رٌبود .
امروز بعد از ظهر تهران حال و هوای عجیبی داشت : یک طرف طرفداران استقلال که تا دو هفته پیش خود را قهرمان می دانستند اما امروز مجبور شدند که به نایب قهرمانی رضایت دهند و طرف دیگر هواداران پاس که خوشحال بودند و به قولی در آسمان ها پرواز می کردند . امروز بعد از ظهر ، اشک و ناکامی تنها همدم طرفداران استقلال بود و شادی و خوشحالی بهترین دوست هواداران پاس . یک روزی من هم جزء همین طرفداران بودم ، پر از شور و احساسات و البته همیشه در اضطراب و در فکر تیم محبوب . از بچگی بخاطر اینکه دائی هایم استقلالی بودند ، من هم استقلال استقلال می کردم در حالیکه مطمئناً بخاطر سن پائینم سر رشته و اطلاعی از فوتبال تداشتم . هر چه بزرگ تر شدم حس طرفدارای از استقلال هم در من بزرگ تر و قوی تر می شد تا اینکه یک روز شدم استقلالی دو آتیشه و البته کمی هم بی منطق . اما با وجود اینکه سال ها طرفدار استقلال بودم هرگز به استادیوم نرفتم ، شاید بخندید اما من اصلاً جو ورزشگاه را به دلیل رعایت نکردن اصول اخلاقی دوست ندارم ( یکی از دوستان می گفت که با یک بار رفتن به استادیوم به اندازه تمام عٌمرت فٌحش ناموسی یاد می گیری ) .
خلاصه کار من به جائی رسید که در حین بازی های استقلال ، بارها کنترل خودم را از دست می دادم و .... اما همه این ها تا سال دوم دانشگاه ادامه داشت .
با بد نتیجه گرفتن تیم ملّی و همچنین استقلال از فوتبال زده شدم و سیاست دوری از فوتبال را در پیش گرفتم البته فوتبال را بطور کٌل کنار نگذاشتم و در عوض تنها به طرفداری از تیم همیشه محبوب خودم یعنی اینتر میلان پرداختم ( اما این بار هواداری احساسی و غیر منطقی نشدم بلکه عقل را هم در هواداری شریک کردم ) .
همین امر باعث تعدیل در تفکرات من شد .
طوریکه امروز در حین دیدن بازی استقلال و پگاه آرام تر از روزهای دیگر بازی را تماشا میکردم البته گاهی هم جو گیر می شدم . کاش زودتر این کار را میکردم چون علاوه بر اینکه با کارهایم باعث ناراحتی نزدیکانم می شدم به سلامت جسم و روح خودم هم ضربه زدم که باعث شد حالا در سن 22 سالگی ، در بعضی مواقع برای آرامش قلبم باید از قرص های آرام بخش استفاده کنم .
این تنها اختصاص به من ندارد و بیشتر افرادیکه فوتبال را دنبال می کنند بیشتر اوقات در اضطراب ودلشوره هستند .
رابطه شما با فوتبال و طرفدار بودن چطور است ؟ شما درباره افراط و تفریط در بین هواداران فوتبال چه فکر می کنید ؟
راستی از اینکه با این حرف های زیادی باعث خستگی و کسالت شما شدم ، شرمنده ام .
نظرات 6 + ارسال نظر
[ بدون نام ] دوشنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1383 ساعت 23:31 http://kalo.blogsky.com

سلام.یادداشت جالبی بود.اگه وست دارید با هم تبادل لینک کنیم.اگر میل داشتید می توانید به آدرس وبلاگ خبرنگار:
www.kalo.blogsky.comمراجعه کنی و در قسمت پایین صفحه روی دکمه نظرات کلیک کنی و اعلام آمادگی کنید تا لینک شما در وبلاگ قرار بگیره.

مسیح سه‌شنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1383 ساعت 00:13 http://aaddee.blogsky.com

سلام دوست عزیزم

واقعا از اخلالی که ایجاد کردم عذر می خوام ... ولی تا اونجا که من یادمه گفته بودم اونا نقاط ضعف آقایونه نه عیب آقایون ...

راستش من فکر نمی کنم نقطه ضعف داشتن عیب محسوب بشه ...

...

و اما در مورد فوتبال :

کاملا باهات موافقم و درکت می کنم

من از ۱۴ سالگی امجدیه و آزادی می رفتم ( البته با دو تا برادر بزرگترم و دو تا پسر عموم ... اینو گفتم که ... )

خلاصه ؛‌ منم مثل تو استقلالی بودم ... منم مثل تو مدتیه از فکرش اومدم بیرون ... منم مدتیه از تماشای فوتبال لذت بیشتری می ترم ...

ولی به دیگران توصیه نمی کنم که به ورزشگاه نرن

ضررایی داره و سودهایی که گاهی یکیشون به دیگری می چربه

درسته که الان دیگه خودم استادیوم نمی رم ولی بابت اون روزایی که رفتم و اون سالهایی که تموم بازیهای استقلالو تو ورزشگاه می دیدم اصلا ناراحت نیستم

...

سربلند بمونی و ایرونی



آرتا سه‌شنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1383 ساعت 07:56

منم یه زمانی بدجور فوتبال رو دنبال میکردم.
ولی الان اصلا هیچ تعصب و احساسی نسبت به فوتبال ندارم و حتی دیگه بازی تیم مورد علاقه ام رو هم نگاه نمیکنم.
راستش با وجود اینکه از اضظراب و دلشوره هام کم شده ولی من نگران این تغییر رفتارم شدم. چون کم کم دارم فکر میکنم که نه تنها درزمینه فوتبال بلکه دارم تو دیگر زمینه ها هم انگیزه هامو از دست میدم. اینجوری اگه ادامه پیدا کنه تا چند سال دیگه هیچ دلخوشی ندارم!!!!!!

کیمیا چهارشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1383 ساعت 08:10 http://ximia.blogspot.com

خیلی خوشحالم کردیدبه وبلاگم امدید من هم امدم و کلی از مطالبتان رو خوندم راستش با فوتبال میانه ای ندارم اما از بقیه خیلی خوشم امد خصوصا قسمت زن :))) موفق باشید بازم می ام

سارا چهارشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1383 ساعت 09:36 http://dailynotes.blogsky.com

من که وضعم از شماها بدتره که!آخه من پرسپولیسی بوده بوده ام!

حباب کوچک چهارشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1383 ساعت 14:18 http://leilymadani.blogsky.com

سلام به مهران گل!
خوبی آقا؟
من که برات ایمیل زدم! این سرویس میل دات کام دیگه خیلی داره اذیت می کنه. یا نمی فرسته یا دیر می فرسته.
حالا اینجا ایمیلمو دوباره می نویسم. یعنی بالا. سر جای خودش.
درباره فوتبالم فکر کنم بهتره ابجیم بیاد نظر بده. من هنوز نمی دونم پیوس رو استقلال بازی می کنه یا تو پرسپولیس!
ئه! اصلا بازی نمی کنه؟
:)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد