احساس

شما از دیدن پیرمردی که در لا به لای زباله ها مشغول پیدا کردن چیزی برای خوردن است چه احساسی پیدا می کنید ؟
شما از دیدن پیرمردی که شبها را در کنار خیابان و بر روی کارتون به صبح میرساند چه حالی پیدا می کنید ؟
شما از دیدن جوانی گه به بهانه نداشتن پول کافی برای رفتن به خانه در حقیقت از شما گدائی می کند چه احساسی پیدا می کنید ؟
شما از دیدن کودکی که به جای این که سر کلاس های درس باشد ، سر چهارراه ها از رانندگان درخواست خرید گٌل ها یا آدامس های خود را می کند چه حالی پیدا می کنید؟
شما از دیدن زنی که در خیابان نشسته و از عابرین تقاضای خرید جوراب های خود را می کند چه احساسی پیدا می کنید ؟
شما از دیدن کودک چند ماه ای که در وسط پیاده رو گذاشته شده و در مقابلش مقداری سکه ریخته شده چه حالی پیدا می کنید ؟
شما از دیدن ......
احساس و حال من در این مواقع ترکیب و معجونی از خشم و تنفر و خنده است ؟!
خنده برای این که ما انقلاب کردیم تا پیشرفت کنیم و کمتر شاهد چنین صحنه هائی باشیم .
تنفر از کسانی که سرمایه های این کشور و پول هائی که این مردم بعنوان مالیات می پردازند تا صرف رٌشد و پیشرفت ایران شود را دو دستی تقدیم عرب ها می کنند " به اضافه میلیون میلیون بشکه نفت مجانی " .
خشم از خودم و بقیه مردم که کاری از دستمان برای این افراد محروم از کمترین امکانات بر نمیآید ( با توجه به این که این وظیفه دولت است و همچنین ملّت ایران در کمک به دیگران هیچ وقت کوتاهی نکرده است ) .
با دنیا مدارا کن و حوادث روزگار را به خونسردی و سنگینی بپذیر تا بر مراد خود پیروز شوی .                 حضرت علی ( ع )
         

تولد

در روز نوزدهم اردیبهشت ماه سال 1361 ، در بیمارستان سپهر تهران فرزند پسری از خانواده ای مذهبی به دنیا آمد که او را ..... نامیدند . حال این پسر بیست و دو بهار زندگی خود را دیده است و میرود تا شاهد بهارهای فراوانی در زندگی خود باشد . او در گذر زندگی خود تا به امروز شاهد سختی های و خوشی های فراوانی بوده است که بعضی از آنها زندگی او را تحت تأثیر قرار داده اند اما هنوز بیشتر این راه باقی است . آری آن پسر من هستم ، مهران . امروز روز تولد من بود ، روزی که برای من یاد آور شروع یک زندگی است شروعی که من در آن هیچ نقشی نداشتم اما امروز من هستم و باید باشم . روزهای تولد حال و هوای گذشته را ندارد و خانواده هابه گفتن یک تبریک قناعت می کنند که همین هم زیبا است .

سفر به کاشان

جاتون سبز همراه خانواده رفته بودیم کاشان ، خانه دائی ام . طی این دو روزی که آنجا بودیم از خانه های باستانی طباطبائی  و عباسیان و همچنین حمام امیر احمد دیدن کردیم که بسیار زیبا و هیجان انگیز بودند .
در روز آخر هم به شهر نیاسر رفتیم که بسیار زیبا بود ، این شهر دارای یک آبشار طبیعی و بسیار زیبا است که مسافران زیادی برای دیدن آن و شرکت در جشنواره  گلاب گیری از شهرهای اطراف به این شهر عزیمت می کنند .
نکته جالب برای من این بود که افراد غریبه در این شهر خیلی مشخص و به قول معروف تابلو هستند .