ایرانیان بازنشسته

آگوست کنت معتقد است که جوامع سه مرحله را طی می کنند : ربّانی  ، فلسفی ، اثباتی ( علمی ) . ما ایرانی ها در مرحله اول قرار داریم ، یعنی همه کارها را به خدا واگذار کرده ایم .
یکی از استادان ما می گفت که ما ایرانی ها خدا را سر کار گذاشته ایم و خود را باز نشسته کرده ایم اما بر عکس اروپائی ها ادعای خلافت الهی دارند و خدا را کنار گذاشته اند .
از این صحبت ها این را می شود نتیجه گرفت که دلیل پیشرفت و توسعه کشورهای اروپائی ها این است که آنها تمام تلاش خود را دارند می کنند و قدرتی فکر می کنند اما ما ایرانی ها هیچ تلاشی برای پیشرفت نکرده ایم یا این تلاش ها بسیار خفیف بوده اند زیرا انتظار داشته ایم که تمام کارها را خدا انجام دهد .

 

توهین

در روزهای گذشته بخصوص دوشنبه و سه شنبه به مناسبت وفات پیغمبر اسلام و شهادت امام رضا ، حسابی کار مداحان و آخوندهای روضه خوان گرم بود و مردم هم از این مراسم استقبال کردند .
حتماً تعداد زیادی از شما هم در این مراسم ها شرکت کرده اید و دیده اید که آقایون مداح برای گرم کردن مجالس خود از هر حربه ای استفاده می کنند ، از گریه های الکی خود گرفته تا استفاده از دوستان مجلس گرم کٌن خود . حرف من هم در مورد همین اقدامات آقایون مداح برای گرم کردن مجالس خود است .
به نظر من مداحان در طی سال های اخیر سبک کار خود را عوض کرده اند و حتی کار را به آنجا کشانده اند که  از آهنگ های خوانندگان لٌس آنجلسی نیز استفاده می کنند ، دسته ای دیگر برای هیجانی کردن مردم از الفاظی استفاده می کنند که توهین مسلم به شخصیت و کرامت انسان است ، شاید عده ای معتقد باشند که چون این الفاظ در شعرهائی به مناسبت های  عزاداری امامان بکار برده می شوند ایرادی ندارد اما من معتقدم که توهین به شخصیت انسان در هیچ موردی جایز نیست زیرا شخصیت و کرامت انسان با ارزش ترین چیزی است که انسان دارد حتی اگر برای ابراز اراده به امامان و ائمه باشد ، در ضمن اینکه خود این بزرگواران نیز حاضر نمی شوند که بخاطر آنها به بندگان خدا توهین شود .
ضمن اینکه بیشتر مداحان از گلوی خود استفاده کرده و صداهای ناهنجاری تولید می کنند که به جای اینکه انسان از آن لذت ببرد دچار سر درد و تشنج می شود .
چند وقت پیش سی دی مداحی به نام سیب سرخی به دستم رسید ، در این سی دی در چند جا از کلماتی مثل نوکر و سگ ولگرد استفاده می شود و مردم هم آنها را با تمام وجود آنها را تکرار می کردند . شاید هم  این ها نمونه های خیلی پیش پا افتاده ای باشند اما این در اصل موضوع تأثیری نمی گذارد .
حرف آخر اینکه یک سری از مداحان با هزار جور تیپ مٌخلصی و بسیجی با سوء استفاده از احساسات و گرایش های مذهبی مردم ، هم به دین ضریه میزنند که این باعث دین گریزی مردم می شود و هم جیب خود را پٌر از پول می کنند .
نظر شما در این مورد چیست ؟ آیا شما هم با این کارها موافقید ؟  

یک تکه استخوان

بالاخره بعد از دو هفته تونستم به بلاگ اسکای وصل بشم.تا اینجا روزهای سال نو مثل روزهای سال قبل بوده اند، با همان ویژگیها.  همه ما امیدوار بودیم سال نو را با تغییر یا  حداقل اندکی تغییر شروع کنیم اما این آرزو هیچ گاه در کشور ما تحقق پیدا نخواهد کرد. برای مثال چهارشنبه همین هفته بود که سوار اتوبوس خط ولیعصر-یوسف آباد شده بودم .از قضا آقای راننده هم از دنده چپ بلند شده بود و هم خودش رو مجری قانون می دانست. به خاطر همین نه خارج از ایستگاه مسافر سوار می کرد و نه پول خرد قبول می کرد در جایی که هیچ باجه بلیط فروشی وجود نداشت. در یکی از ایستگاه ها آقای راننده با خانمی که قصد سوار شدن داشت اما بلیط همراه نداشت جر و بحثشون شد. این جر و بحث اولیه تبدیل شد به یک فحاشی شدید تا جایی که همدیگر را با الفاظی مانند (با عرض معذرت) سگ،چخه چخه و میمون آزاد خطاب می کردند. در این میان یکی از مسافران به آقای راننده گفت "مرحمت نموده این یک تکه استخوان را با هم تقسیم کنید تا مردم هم به زندگی شان برسند." که باعث انفجار اتوبوس شد.
تا کی باید شاهد چنین جر و بحث و درگیری مابین مردم باشیم ؟! چرا باید در جامعه ای که ادعای داشتن فرهنگ غنی دارد مردم بر سر دو بلیط این طور با هم دعوا کنند؟! در شرایطی که فشار اقتصادی و ناکامی دولت ،مردم را خسته و درمانده کرده است بهتر نیست مردم با یکدیگر متحد شده و گامی در جهت حل مشکلات جامعه بردارند؟
پیرمردی می گفت در زمان قدیم درشکه ران ها با شلاق به اسبها می زدند و اسبها که دستشان (البته سُمشان) به درشکه ران نمی رسید همدیگر را گاز می گرفتند. به نظر من این نکته به درستی در مورد اوضاع کشور ما صدق می کند، آیا اینطور نیست؟!