امروز سرنوشت مجلس هفتم تاحدودی مشخص شده است و همه در مورد شکست اصلاح طلبان سخن می گویند و اینکه چه شد که اکثریت، اقلیت شد ؟ برای این شکست هر کسی دلبلی را بیان می کند ، من هم به 2 دلیل که به عقیده خودم مهم هستند اشاره می کنم :
اول اینکه جریان اصلاحات از همان آغاز و بعد از در اختیار گرفتن پست ریاست جمهوری به جنگ و درگیری با محافظه کاران پرداخت و این توان و انرژی بالائی از او گرفت و باعث تضعیف این جریان نو پا شد . در حالیکه می توانست پس از در اختیار گرفتن پست ریاست جمهوری با جریان محافظه کار از در صلح و دوستی وارد شود و از افراد راستی برای اداره امور کشور استفاده کند ، به نظر می رسد با این کار جریان راست وقتی خود را در اداره کشور سهیم می دید توان و انرژی خود را صرف بهبود اوضاع کشور میکرد به جای اینکه صرف مقابله با نیروی چپ کند . باید به این حقیقت اشاره کرد که جریان راست با همه کاستی هایش ریشه دارتر از جریان چپ است و جریان اصلاح طلب آن چنانکه فکر می کرد نمی توانست جریان راست را به همین سادگی از دور خارج کند و به خاطر تفکر اشتباه و به جای همکاری و دوستی به مقابله با آن پرداخت .
دومین دلیل من این است که جریان اصلاحات توانائی و نیروی بیش از این نداشت و هر چه داشت رو کرد اما موفق نشد ، ضمن اینکه متشکل و سازمان یافته نبود و اینکه سعی نکرد از افراد کارآمد استفاده کند که نمونه آن هر دو کابینه خاتمی است .
شما چه دلایلی را برای شکست اصلاحات می توانید ذکر کنید ؟