جاتون خالی ، چهارشنبه بعداز ظهر میهمان آقای کروبی بودیم در سالن شهید افراسیابی . بعداز پذیرائی مختصر و اجرای موسیقی توسط گروه جام جم و مانی رهنما ، محمود شهریاری مجری برنامه شروع به معرفی نامزدهای ( ائتلاف برای ایران ) کرد که از میان همه آنها ، آقای محمدرضاعباسی فرد محبوب تر بود البته بعد از آقای کروبی . در آخرهم خود آقای کروبی ، همکاران خود را معرفی کرد و البته سخنرانی کوتاهی هم داشت و در آن بارها به رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان اعتراض کرد که این بخش برای من مهم تر از دیگر بخش ها بود . نکته جالب در میان سخنان ایشان این بود که محافظه کاران را به مناظره دعوت کرد که جمعیت هم از او هم حمایت کردند .
در پایان برنامه متاسفانه تعدادی از جوانان با یکدیگر به زد و خورد پرداختند که من دلیل آن را نفهمیدم ، متاسفانه شاهد صحنه های زشت دیگری هم بودم از جمله اینکه جمعیت که متاسفانه بیشتر آنها آقایون بودند کاغذ های تبلیغاتی را یا موشک می کردند و یا به هوا پرتاب می کردند و چند مورد اقدام به ترکاندن ساندیس های خالی کردند .
در حالیکه قرار بود تبلیغات ها فقط بطور دسته جمعی و از طرف مجری برنامه صورت بگیرد ، بارها عده ای دست به تبلیغات فردی زدند که در جندین مورد شهریاری به آنها تذکر داد اما تاثیری نداشت که این نشان دهنده این است که ما هنوز کار دسته جمعی و گروهی را یاد نگرفته ایم .
راستی به نظر شما باقیمانده اصلاح طلبان رای خواهند آورد ؟
یکی از ویژگی ها وجود انسان ترس است . در همه آدم ها ترس وجود دارد و همه از چیز خاصی می ترسند . در افراد مقدار این ترس متفاوت است ، یکی از ارتفاع می ترسد ، یکی از مرگ و یکی هم از سوسک و مارمولک .
در مورد ترس چند سوال برای من مطرح است :
آیا برای ترس دلیل لازم است ؟ ذات ترس خوب است یا بد ؟ در آن چیز خاص ، چه عاملی وجود دارد که باعث می شود که ما از آن بترسیم ؟
ترس در بعضی مواقع خوب است ؛ مثلا ترس از عدم قبولی در امتحانات باعث می شود تا تلاش خود را مضاعف کنیم . در بعضی مواقع هم احساس ترس بی مورد باعث می شود تا حالت محافظه کارانه به خود بگیریم و از دست زدن به کارهای بزرگ خودداری کنیم .
نمی شود با قاطعیت گفت که برای ترسیدن دلیل لازم است : در بعضی مواقع ترسیدن یا نترسیدن انسان اختیاری نیست و بر می گردد به پیش زمینه ذهنی ما در مورد آن چیز خاص ، چیزی تو مایه های خاطرات بد .
توی زندگی حتما با افرادی روبرو شده اید که نسبت به دیگران ترس بر آنها بیشتر غالب می شود که ما به آنها افرادی ترسو می گوئیم . در بیشتر موارد عکس العمل ما نسبت به این افراد خنده و مسخره کردن آنها است ، در حالیکه این رفتار های ناشایست باعث تضعیف هر چه بیشتر روحیه آنها می شود. اما ما می توانیم به جای مسخره کردن شان ، به آنها اعتماد به نفس دهیم و از آنها حمایت کنیم .
در کتاب معارف نوشته بود یکی از دلایل ترس ناشناخته بودن چیزی است که ما از آن می ترسیم ؛ مثل ناشناخته بودن مرگ .
شما از چی می ترسید ؟
شهریه دانشگاه
در حال حاضر خیلی از جوانان ما ، چه دختر و چه پسر ، فکر و ذهنشان شده ورود به دانشگاه ها . تمام سختی ها را می پذیرند فقط برای اینکه وارد دانشگاه شوند اما وقتی که دانشگاه قبول شدند چه اتفاقی می افتد ؟
به نظر من ظاهر دانشگاه های ما از باطن آن زیباتر است و این زیبائی ظاهری است که جوانان ما را مجذوب خود کرده است .
اما آنهائیکه توانسته اند شاخ غول را بشکنند و وارد دانشگاه شوند بهتر حقیقت آن را درک کرده اند و به خوبی از مشکلات دانشجو آگاه هستند . یکی از این مشکلات و شاید از مهمترین آنها شهریه دانشگاه است .
شهریه از مسائلی است که دانشجو چه در دانشگاه های دولتی و چه در دانشگاه آزاد و دیگر دوره های آموزش عالی با آن روبرو است .
بیشتر تاکید من بر روی دانشگاه های دولتی است . در دانشگاه های دولتی تبعیض در همه جنبه ها به حد نهائی خود رسیده است ؛ دانشجویان دوره روزانه نور چشمی آقایون هستند بدون اینکه پولی پرداخت کنند اما دانشجویان دوره های شبانه یا پاره وقت یا پیام نور مورد قهر آقایون قرار گرفته اند و از مزایای دوره روزانه محروم هستند در حالیکه هزینه های سنگینی هم پرداخت می کنند .
چند شب پیش اخبار شبکه 5 بحثی را در مورد دانشجویان پاره وقت دانشگاه الزهرا مطرح کرد . آنها به مبالغ پرداختی بعنوان شهریه اعتراض داشتند ، چرا که در دفترچه کنکور حداکثر 80 هزار تومان ذکر شده بود اما آنها تا سقف 150 هزار تومان و آن هم برای واحد های کمی مثل 14 یا 16 واحد پرداخت کرده بودند . جواب مسولان این بود که مبالغ اضافی را بابت کلاس های فوق برنامه دریافت می کنند .
چند سوال برای من مطرح شده است :
اول اینکه هدف مسولان از برگزاری دوره های پاره وقت یا پیام نور و امثال آنها چیست ؟
وقتی در دور های پاره وقت و پیام نور فقط 2 روز کلاس برگزار می شود که یک روز آن برای رفع اشکال است ، دانشجوتا چه حد ممکن است مطالب درسی را درک کند و در نهایت در آن رشته موفق شود . دانشجویان دوره روزانه و شبانه که در طول هفته حداقل 4 روز در کلاس ها شرکت می کنند بسیاری از مطالب را بصورت کامل درک نمی کنند چه برسد به دانشجوهای دوره پاره وقت و پیام نور .
جواب من برای سوال خودم این است : سرکار گذاشتن جوانان و به عبارتی مشغول کردن و دور کردن ذهن جوانان از حقایق و مشکلات و خالی کردن جیب مردم و پر کردن جیب های خود .
دوم اینکه آیا مسولان نسبتا محترم نمی دانند که این ترویج هر چه بیشتر مدرک گرائی است ؟
اکثر و البته نه همه جوانان ما و از جمله خودم برای گرفتن مدرک تلاش می کنند و نه یاد گرفتن دروس .
نتیجه این که سطح کیفی دانشگاه ها پائین است و در مقابل سطح کمی آنها بسیار بالا .
آیا این جوانان تحصیل کرده بعد از فارغ التحصیلی نیاز به کار ندارند ؟ فقط تربیت علمی دانشجو آن هم بصورت ناقص کافی است یا بعد از فارغ التحصیلی هم دانشجو نیاز به حمایت و توجه دارند ؟ و آیا این حمایت ها می شود ؟
آیا دانشجوی شهرستانی یا دانشجوئیکه از طبقه پائین جامعه است توانائی پرداخت این هزینه های سرسام آور را دارند ؟
اگر هم که وارد دانشگاه نشوند آینده شان تا حدودی تاریک تر از پیش خواهد شد { برای این گفتم تاحدودی که همه چیز وارد شدن به دانشگاه نیست }.
نظر شما در مورد مطالبی که به آن اشاره کردم چیست ؟