دو یا سه هفته پیش بود که آقای خاتمی درخواست پیوستن به اتحادیه عرب را مطرح کرد البته بعنوان عضو ناظر .
قبل از پرداختن به اصل مطلب ، این را باید اضافه کرد که به نظر نمی رسد اتحادیه عرب نهاد موفقی بوده باشد چرا که در دست یابی به اهداف اساسی خود که سرو سامان دادن به اوضاع کشورهای عضو و خاتمه دادن به بحران های فلسطین و لبنان هستند موفق نبوده است .
به هر حال ، برای طرح این در خواست 2 دلیل می توان ذکر کرد :
1. اختلاف ایران با امارات متحده عربی بر سر جزایر سه گانه : اختلافی که سال های سال حل نشده باقی مانده است و ایران قصد دارد تا از طریق اتحادیه عرب و لابی گری و اعمال فشار بر کشورهای عرب عضو اتحادیه آن را حل کند . اما به عقیده کارشناسان ، این مشکل تنها از طریق گفتگوی مستقیم و رو در رو حل خواهد شد . نکته موید این دیدگاه آن است که در طی سال های گذشته ایران از طریق دیگر کشورهای عرب منطقه مانند بحرین و عربستان به چانه زنی پرداخته است و سعی در حل آن داشته است که موفقیت آمیز نبوده است .
2. اختلاف ایران با کویت بر سر منطقه نفتی آرش : که از قرار معلوم کویت خواهان بهره برداری مشترک است اما ایران زیر بار نمیرود ( در این مورد به اطلاعات گسترده ای دست پیدا نکردم با وجود تمام تلاشی که کردم ، اگر اطلاعات باارزشی در این مورد در اختیار دارید لطفا برای من ارسال کنید ) .
عاملی که باعث شده است تا دولتمردان ایرانی این در خواست را با جسارت بیشتری ارائه کنند حمایتی است که کشورهای عربی از ایران در جریان اجلاس حکام کرده اند ؛ حمایتی که باعث شد تا پرونده تخلف هسته ای ایران به شوراء امنیت رجوع داده نشود .
اما آیا اتحادیه عرب ایران را بعنوان عضو ناظر خواهد پذیرفت و آیا در صورت پذیرفتن اتحادیه عرب ، ما از قدرت لازم برای لابی گری و اعمال نفوذ بر اتحادیه و کشورهای عرب عضو آن برخوردار هستیم ؟
در جواب باید گفت که تجربه نشان داده است که هیچ گاه دولتمردان جمهوری اسلامی از قدرت فوق برای حل اختلافات با دیگر کشورها برخوردارنبوده اند و به عبارتی مدیریت بحران را فرا نگرقته اند .
بگذریم ، بر فرض که اتحادیه عرب ایران را بعنوان عضو ناظر پذیرفت اما باید به این نکته توجه کرد که طبق عصبیت عرب هیچ گاه کشورهای عرب حاضر نخواهند شد که در مذاکرات ایران با کویت و امارات طرف ایران را بگیرند ، چرا که هر چه باشد ما عجم هستیم و آن ها عرب و به خیال خودشان سرور همه دنیا . خنده دار است نه ؟
کار دنیا بر عکس شده است ، به جای آنکه ایران آن قدر قدرت بگیرد که عرب ها خواستار دوستی بی قید و شرط با آن باشند ما خواستار دوستی با عرب ها هستیم به هر قیمتی حتی به قیمت زیر پاگذاشتن احساسات و غرور مردم ایران .
جواب رد اتحادیه عرب می تواند دومین ضربه دردناک را بعد از جریان پروتکل الحاقی به غرور ملت ایران وارد کند . نه اینکه این در خواست برای ملت ایران خیلی مهم باشد، نه این فیس و افاده های که عرب ها برای ما میآورند زجر آور است . در آخر به سران جمهوری اسلامی این را خطاب می کنم که شما را به خدا قسم این قدر احساسات ملت ایران را بازیچه دست خود قرار ندهید .
این قسمت آخر را در حالی می نویسم که در روز دوشنبه مورخ 2 / 10 کشورهای عرب اعلام کرده اند که ایران باید جزایر سه گانه را به امارات واگذار کند ، جالب این جا است که مقامات ایرانی به جای پاسخگوئی به آنها ، به طرفداری از عرب ها با آمریکا و اسرائیل در گیر می شوند ، دلیل این امر این است که در کشورهای پیشرفته دنیا براساس واقعیات دست به اقدام و تدوین سیاست خارجی خود میزنند اما در ایران بر اساس موهومات و شعارها اقدامات صورت می گیرد .
نظرات خو را برای من ارسال کنید ، متشکرم .
موفق باشید .
حتما تصاویر مربوط به دستگیری صدام را از تلویزیون مشاهده کرده اید آن موقع چه احساسی به شما دست داد ؟
وقتی خودم این تصاویر را می دیدم یاد هشت سال جنگ ، آوارگی و کشتار مردم بی گناه افتادم . براستی چرا جوانان ایران زمین فدای خودخواهی فردی دیکتاتور و مستبد شدند ؟
صدام ملت های ایران و کویت و حتی مردم خود عراق را فدای حوس شوم کشورگشائی کرد . مردم ایران آن هشت سال را هیچ گاه فراموش نخواهند کرد ، سال هائیکه خیلی چیزها برای آموختن در خود داشت : یکی فدای همه و همه فدای یکی .
اینکه صدام محاکمه شود یا خیر ، اینکه او پی به اشتباه خود ببرد و از مردم ایران و کویت و حتی مردم کشور عراق معذرت خواهی ( حتی خشک و خالی ) کند یا خیر فقط می تواند باعث تسکین دردهای مردم این سه کشور شود .
من هم از آن سال ها ، ناخواسته یادگاری به ارث برده ام که تاآخرین لحظات زندگی با من خواهد بود ( سکوت و مرور لحظه لحظه آن سال ها تا آنجا که یادم میآید تنها کاری است که تا چند لحظه انجام می دادم ).
اما چه زود ما آن همه رشادت ها ، شجاعت ها و مردان و زنان از جنس آفتاب را فراموش کردیم . کاش آ ن صداقت و یکدلی که در میان مردم جریان داشت را حفظ می کردیم چرا که آن ها را به سادگی بدست نیاورده بودیم که به سادگی هم از دست دهیم .
حال در سال 1382 فقط برای یک دقیقه به این فکر کنیم که اگر ما جوان امروزی، جای این همه شهید ، جانباز و خانواده آن ها بودیم آیا همان راهی را که آنها پیمودند ما هم می رفتیم ؟ من از طرف خودم جواب می دهم : به خدا و به هر آنچه که می پرستید قسم که من نه تنها ادامه دهنده راه آنها نبودم بلکه فرار را بر قرار ترجیح می دادم چرا که فردی که در این راه قدم می گذارد باید از جان ، مال و خانواده خود بگذرد که این کار آسانی نیست.
حال حداقل یک دهه آز آن سال ها می گذرد ، من نمی گویم که همان حال و هوا را داشته باشیم اما از ارزشها و مقدساتی که برای حفظ آن ها این همه تاوان دادیم پاسداری کنیم (ناگهان به این فکر فرو رفتم که آیا خودم به آنچه تا به حال نوشته ام عمل هم کرده ام ، جواب این پرسش شرمندگی بود و خجالت زدگی ).
من بعنوان یک ایرانی و مسلمان وقتی دختران و پسران هم سن و سال خودم را آن سر و وضع که همه دیده اند می بینم این را به خود می گویم : همه ما روزی باید جوابگوی خیلی از چیزها باشیم و خداکند که آن روز ما شرمنده و رو سیاه نباشیم .
شاید به نظر شما حرف های من شعاری ، ارزشی و احساسی با شد اما همه آن ها واقعیت هائی انکار ناپذیر هستند . خیانت آشکار به ارزش های اسلامی و انسانی و پشت کردن به آرمان هائیکه روزی عزیز و مقدس بودند ؛ یک حقیقت است .
بیائید نگاهی گذرا به آن هشت سال داشته باشیم ؛هشت سالی که عراق بود و یک دنیا حمایت و ایران بود و خودش .
من کاری به این که آقای خمینی می توانست زودتر از این ها جنگ را خاتمه دهد ندارم یا کاری به این که مدعی صدور اسلام بودیم ، من کاری به حوادث سیاسی و مسائل پشت پرده جنگ ندارم ، من منکر این نکته که جمهوری اسلامی با اشتباهات بزرک و گوچک خود باعث دل زدگی مردم از اسلام و دین شد نمی شوم ( این ها صرفا بهانه هائی برای فرار از واقعیت هستند ).
من این را می خواهم بگویم که چه اتفاقی باعث شد تا ظرف پانزده سال این هم تعارض و تضاد در جامعه ما بوجود آمد ( من این را می پذیرم که ارزش ها و اصول از یک نسل تا نسل بعد دچار دگرگونی و تغییر خواهد شد و شاید هم ارزشی کاملا ترد شود اما این حد تعارض و تضاد را نمی پذیرم ).
به نظر من باید مردم و دولت تجدید نظر اساسی در رفتار و کردار خود داشته باشند تا دیرتر از این نشده است .
راستی شما با دیدن آن تصاویر چه احساسی پیدا کردید ؟ منظر نظرات تک تک شما حتی آن هائیکه به آنچه گفته شد اعتقاد ندارند هستم .
نمی دانم که آیا شما برنامه در شهر دوشنبه همین هفته مورخ 24 /9 را دیده اید یا خیر ؟ ماجرا ازاین قرار بود که صاب خانه ای در محله امامزاده حسن لوازم و اثاثیه مستاجر خود را بدلیل عدم پرداخت 8 ماه کرایه خانه به خیابان ریخته و همسر و 4 فرزند خردسال اورا درخیابان آواره کرده بود ( یکی از فرزندان خانواده کرولال بود ) .
سئوالی در این جا مطرح می شود و آن اینکه مقصر کیست ؟
آنچه که روشن می باشد این است که تمام تلاش مستاجر این بوده است که کرایه خود را به موقع پرداخت کند اما مشکلات اقتصادی که گریبانگیر همه مردم ایران است مانع از انجام این کار شده است . اما صاحب خانه نیز با صبری که در طی مدت هشت ماه کرده است هم به مستاجر خود مهلت لازم را داده است و هم شخصیت خود را به خوبی نشان داده است.
به نظر میرسد که مقصر اصلی در این گونه رخدادها دولت باشد اما متولی این امر در دولت عریض و طویل جمهوری اسلامی کیست ؟ ذکر دو نکته در این جا لازم است :
1. در کشورهای جهان سوم همانند ایران به دلیل نبود مدیریت درست و نظارت بر دستگاه های اجرائی هیچ گاه مقصرین اصلی شناخته نخواهند شد . 2. این را باید به دولت جمهوری اسلامی گفت: در حالیکه مردم ما با این مشکلات اقتصادی روبرو هستند آیا لازم است مقادیر هنگفتی از پول بیت المال به حزب الله و دولت سوریه کمک شود ؟
با تمام این تفاسیر ، این دلیل نمی شود که افراد جامعه به ارزش های انسانی پشت کرده و این چنین رفتار کنند . به نظر من بهتر این می بود که این صاحب خانه محترم حداقل تا عید صبر می کرد تا هم آبروی مستاجر بی گناه حفظ می شد و هم اینکه شاید تا آن موقع به حق خود که همان دریافت اجاره خانه است می رسید .